فیلم «بازجویی» (Interrogation) محصول سال «۱۹۸۲» درباره بازداشت های خودسرانه، حبس های تحمیلی و شکنجه گری برای اعتراف اجباری در رژیم استالینیستی لهستان طرفدار شوروی در اوایل دهه پنجاه میلادی است، فیلمی که ممکن است حتی تماشای آن حس ستمگری در هر انسانی را برانگیزد، چرا که به قول «کنفوسیوس»، تماشاكردن ستمكاران و گوش دادن به سخنانشان آغاز ستمكاری است.

«اریک فروم» در کتاب «دل آدمی» دو ویژگی گرگوارگی و گوسفندوارگی آدمیان را شرح میدهد و همانند «مولانا» معتقد است، «گرگی در درون همه انسانها خفته است که به گاه حوادث بیدار میشود». به زعم او «هیتلر» و «استالین» وقتی به قتل عام و شکنجه میلیونها انسانهای بیگناه پرداختند، تنها نبودند، آنها هزاران نفر از مردمان عادی در اختیار داشتند که «برایشان میکشتند و شکنجه میکردند». «هانا آرنت» نیز معتقد است که توده های پيرو در حکومت های توتالیتر، نه تنها به راحتی به مرگ و نابودی ديگران گردن می نهند، بلكه حتی اگر لازم شود با همان خشنودی خود را هم فدا می كنند.
فیلم «بازجویی»، بی اغراق یکی از محبوب ترین و شاهکارهای سینمای لهستان است. حکومت کمونیستی لهستان تماشای این فیلم را بیش از هفت سال ممنوع کرد، اما کارگردان فیلم «ریژارد بوگایسکی» به صورت مخفیانه نسخه هایی ویدیویی از آن را در دسترس مردم قرار داد. فیلم درباره زن خواننده ای است به نام «تانیا»، که صبح یک روز از خواب بیدار می شود و در می یابد که به دلایلی ناشناخته، به عنوان یک زندانی سیاسی بازداشت شده است. در حالیکه مقامات زندان او را تحت بازجویی، شکنجه و تحقیر قرار می دهند، اما او برای زنده ماندن و اثبات بی گناهی اش از امضای یک اعتراف اجباری دروغین امتناع می کند و سالها تحقیر و شکنجه و حبس را به جان می خرد و حسرت یک آه را بر دلشان می گذارد، به قول «مهاتما گاندی»، تو می توانی مرا به زنجیر بکشی، شکنجه ام دهی، حتی بدنم را نابود کنی، ولی هرگز ذهن مرا اسیر نخواهی کرد.




