اختلال هویت پریشی (Dissociative Identity Disorder)

  • توسط دکتر گرشاسبی
  • ۱ سال قبل
  • ۰

اختلال هویت پریشی و یا گسست هویت چیست؟
گسستگی به معنای تجزیه و جدا سازی است و باعث می شود تا بدن کارهایی را بی ارتباط با حوزه خودآگاهی خودش انجام دهد و باعث می شود تا در عملکرد و ارتباط متقابل حافظه، هویت، ادراک، احساسات، جنبش و رفتار فرد اختلال ایجاد کند.

رویدادهای استرس زا عمومی ترین علت گسستگی هستند و گویی باعث می شوند تا برخی از مردم راههای ادراکی خود را ببندند، بطوریکه احساس می کنند ”در خارج از خودشان” قرار دارند. این امر باعث می‌شود که آنها وضع موجود را درک نکنند و قادر به واکنش منطقی نباشند.

گسستگی شیوه ای است که بدن بوسیله‌ آن، راه را به روی خاطرات و رویدادهای دردناک و شرم آور به منظور اینکه از اضطراب ناشی از آنها جلوگیری کند، می‌بندد. این موضوع خود را به صورت یاد زدودگی و یا به یاد نیاوردن رویدادها و احساسات ناشی از آنها نشان می‌دهد.
اختلال هویت پریشی که قبلا با نامهای دیگری هم مثل، اختلال چند شخصیتی، شخصیت چندگانه، تعدد شخصیت هم نامیده می‌شدند، یکی از اشکال اختلالات تجزیه‌ای و گسستگی می‌باشد و عبارت است از وجود دو یا چند هویت و یا شخصیت متمایز که به تناوب رفتار فرد را کنترل می‌کنند.

معمولاً این شخصیت‌ها نام و سن و مجموعه‌ای از خاطرات و رفتارهای ویژه خود را دارند. در اغلب موارد یک هویت اصلی با نام واقعی در شخص مبتلا وجود دارد که منفعل، وابسته و افسرده ‌است. هویت‌های جانشین نوعاً دارای ویژگی‌هایی هستند که با هویت اصلی تعارض دارند؛ مثلاً خصمانه، کنترل‌کننده، و خود ویرانگرند. در بعضی از موارد این شخصیت‌ها ممکن است حتی در ویژگی‌هایی مثل دست خط، استعدادهای هنری و ورزشی و آشنایی به زبان‌های خارجی با هم تفاوت داشته باشند. احتمال می‌رود، در زمینه فرایندهای فیزیولوژیایی از قبیل فشار خون و فعالیت مغزی نیز تفاوت‌هایی داشته باشند. هویت اصلی معمولاً از تجربه‌های هویت‌های دیگر اطلاعی ندارد. دوره‌هایی از یاد زدودگی بدون علت، از قبیل زوال حافظه برای چندین ساعت و یا چندین روز در هفته، می‌تواند نشانه‌هایی از وجود این اختلال در فرد باشد.


بسیاری از کسانی که به این اختلال دچار شده‌اند، گزارش می‌دهند که در دوران کودکی دستخوش بهره‌کشی جسمی و جنسی بوده‌اند. اما از آنجایی که خاطرات کودکی ممکن است تحریف شود و مردمانی که گرفتار این اختلال هستند، چون تا حدودی بسیار تلقین پذیر بوده‌اند، در صحت و سقم این ادعاها تردیدهایی وجود دارد. در هرحال اندیشه محافظت از کودکان در برابر تجربه‌های آسیبی، فرضیه‌ای در باب نقش آفرینی این قبیل تجربه‌ها در ایجاد اختلال هویت رقم زده‌است. گمان می‌رود که نخستین تجربه گسیختگی در پاسخ به تجربه‌های آسیبی و در دوران کودکی روی دهد (معمولا بین ۴ تا ۶ سالگی). کودک در مواجهه با رویدادی دردناک و رنج آور، شخصیت دیگری می‌آفریند که بار آن تجربه دشوار را بر دوش بکشد. کودک برای دفاع از خویش در برابر تجربه بهره‌کشی، به گسیختن حافظه مربوط به حوزه خودآگاهی خویش دست می‌زند. هرگاه بهره‌کشی به صورت سهمگین و مکرر باشد، این روش دفاعی در درازمدت هویت‌های دیگری به وجود می‌آورد که فقط یک یا دو شخصیت فرعی از بهره‌کشی آگاهی دارند و بقیه از این رنج و درد بدون اطلاع می‌مانند. جدایی این شخصیت‌های چندگانه از یکدیگر موجب پنهان ماندن تجربه سهمگین از آنان است. به این ترتیب خاطرات و احساسات بهره‌کشی به‌طور مستمر، خودآگاهی کودک را آزار نمی‌دهد، مثلاً در اوقاتی که در مدرسه است و یا با دوستانش بازی می‌کند.
اکثریت بزرگی از افراد چند شخصیتی، زنان هستند و این واقعیت ناشی از احتمال بهره‌کشی جنسی بیشتر از بین دختر بچه‌هاست.


علایم اختلال هویت پریشی:
۱- سردرد و یا درد خفیف در سایر نواحی بدن.
۲- اختلال ضعف حافظه و خارج شدن از دایره زمان و فراموشی لحظه‌ای یا مشکل در به خاطر آوردن برخی اطلاعات فردی که قابل توجیه با فراموشی معمولی نیست.
۳- تغییرات قابل توجه در رفتار بیمار به گزارش یک ناظر.
۴- وجود تضاد در شخصیت و رفتار.
۵- گاهی دیگران رفتارها و یا خاطراتی را از فرد بازگو می‌کنند که خود بیمار آن‌ها را به خاطر نمی‌آورد.
۶- بیمار ممکن است خود را به نام دیگری بخواند و یا خود را به عنوان سوم شخص یا «ما» خطاب کند.
۷- شنیدن صداهایی از شخصیت‌های درون ذهن.
۸- حملات ترس و اضطراب که حاوی ترس‌های غیرقابل توجیه و بیان باشد.
۹- وجود افسردگی در شخصیت اصلی.
۱۰- پارانویا و هذیان سوء ظن
۱۱- مسخ واقعیت.
۱۲- خود دگربینی.

  • facebook
  • googleplus
  • twitter
  • linkedin
  • linkedin

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *